اما با توجه به هزینه و وقتی که صرف می شود، چند درصد از شهروندان می پذیرند از خیر ترددهای گاه بیهوده و غیر ضرور و طولانی بگذرند و به راحتی و تنها از طریق پایگاه های الکترونیکی سازمان ها، کارهای خود را انجام دهند؟
پاسخ به این پرسش چندان دشوار نیست. عقل سلیم حکم می کند ساده ترین، ارزان ترین و سریع ترین روش انتخاب شود. اینجاست که بهره گیری از فناوری های نوین، برای مدیریت بهتر زمان و کاهش هزینه ها شکل می گیرد.
دیگر امروزه همه می دانیم که، پیشرفت های صورت گرفته در فناوری به خصوص ارتباطات و فناوری اطلاعات، شرایط مناسبی ایجاد کرده تا با انجام الکترونیکی امور، خدمات بهتری ارایه کرده و سهم بهتری از زندگی ببریم.
به همین دلیل نیز دیر یا زود، ناچاریم خدمات خود را به صورت تماما الکترونیکی ارایه کرده و گسترش دهیم. در این صورت است که می توان امیدوار بود، نه تنها هزینه ها کاهش یابد بلکه، شاخص های زندگی نیز رشد یابند.
و اما اکنون که در آغاز راهیم و مصمم به اجرای دولت الکترونیکی، وظیفه ما فرهنگ سازی و هدایت مردم و جلب توجه آنان به این سو است تا، شهروندان به مرور با مزیت انجام الکترونیکی خدمات آشنا شده و ترجیح دهند، تمامی امور خود را به صورت الکترونیکی انجام دهند.
به این ترتیب، آن چه که اکنون اهمیت می یابد و باید روی آن برنامه ریزی کرد، تغییر نگرش سنتی و ایجاد فضای امن و قابل اعتماد و در کل فرهنگ سازی است، که همکاری و هماهنگی بسیاری از نهادها و سازمان ها را می طلبد. هر چند متاسفانه، تا کنون فرهنگسازی کاملی درباره کاربریهای فناوری اطلاعات انجام نشده است. اما برای موفقیت در برنامه ها باید روی این گزینه کار کرد.
در فرهنگسازی نیز، باید تلاش کرد زیان های کار نکردن با فناوری اطلاعات و نیز مزایای بهره مندی از آن را به مردم نشان داد. در حقیقت، رمز موفقیت ایجاد احساس خوشایند در فرد، برای استفاده از خدمات الکترونیکی است که، می تواند دیوارهای بی اعتمادی را فرو ریخته و به استقبال گسترده از آن بینجامد.
مباحثی چون کاهش ترافیک، کاهش تشریفات دست و پاگیر اداری، افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای سربار، اثرات مثبت زیست محیطی، و انجام امور در هر زمان و مکان، از جمله مواردی است که می تواند سرمایه تئوریک ما در فرهنگسازی و تحقق اهداف مان باشد.
اگرچه در فرهنگسازی باید در نظر داشت، تغییر عادت و شیوه زندگی روزمره مردم کاری زمان بر بوده و نیازمند تحقیق و مطالعه بر روی رفتارها و خواسته های آنان است. همچنین، باید شاخص ها مشخص و بومی سازی شوند تا ضمن کمک به ما در اجرای برنامه ها، با موفقیت بیشتر و هزینه کمتری رو به رو شویم. پس برای دستیابی به دستاوردهای مورد نظر ضروری است، اهداف شناسایی شده، راهکارها انتخاب و با یک دید کلی برنامه های کاربردی اجرا شوند.
در این راستا، سند راهبردی فناوری اطلاعات و نقشه جامع دولت الکترونیک برنامه ای است با چشم اندازی وسیع که تمام خدماتی که هم اکنون مردم برای انجام آن مجبور به مراجعه به چندین دستگاه و سازمان هستند را در برمی گیرد و البته قادر است این خدمات را به صورت یکپارچه و غیرحضوری ارائه دهد و باعث اثرات مثبت اقتصادی – اجتماعی در کشور شود.
به این منظور و بر اساس ماده 49 قانون برنامه پنجم توسعه و به منظور بسط خدمات دولت الکترونیکی و افزایش بهره وری در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در حال حاضر همه دستگاههای اجرایی مکلف شدهاند، تا پایان برنامه پنجم، خدمات قابل ارائه به صورت الکترونیکی خود را از طریق شبکه ملی فناوری اطلاعات عرضه کنند.
هدف از اجرای این طرحها، سرعت بخشیدن به تحقق دولت الکترونیکی و پر کردن شکاف بین وضعیت آرمانی و موجود است. قدر مسلم برای رسیدن به جایگاه اول علمی و اقتصادی در منطقه، و تحقق سند چشمانداز 20 ساله، لازم است از تمام ظرفیت ها بهره برده و با پذیرش جبر فناوری، نهایت استفاده را از فرصت ها کنیم.
زهرا غلامی