«حضور قلب در نماز »
منظور از حضور قلب آن است که حواس نماز گزار، هنگام اقامه نماز ، متمرکز در نماز ومتوجه آن باشد .او باید مراقب باشد که ذهن وفکر او به دنبال مسائل و مطا لب دیگر نرود . در نماز به دنبال گمشده های خود نگردد .و یا طرح واندیشه ای را در ذهن نپروراند ، بگونه ای که حواسش در همه جا باشد غیر از نماز . محدث جلیل، سید عبدا...شبّر ، را جع به حضور قلب می گوید : «افعال نماز به منزله ظرفی است که حقیقت وهدف نماز در آن جای گرفته است ، بنا براین به جا آوردن نماز در حال غفلت از آن(نماز ) ظرفی بی محتوا است و همان طور که انسان به ظرف خالی توجه ندارد ، خدا هم به نمازی که در آن توجه وحضور قلب نباشد ، عنایتی ندارد»
از رسول اکرم (ص) روایت است که فرمود : هنگامی که بنده ای مشغول نماز است ، شیطان می آید و به او می گوید : به یاد آور فلان چیز را ، به یاد آور فلان را تا اینکه انسان متوجه نشود چند رکعت نماز خوانده است* .
سید نعمت الله جزایری در الأنوار النعمانیه می نویسد : یکی از دوستان مورد اعتماد و عادلم گفت : با خود فکر کردم که در حدیث وارد شده است هر کس دو رکعت نماز او قبول شود عذاب نمی شود . تصمیم گرفتم به مسجد کوفه بروم ، در آن جا دو رکعت نماز با حضور قلب و همه ی شرایط بخوانم ، وارد مسجد شدم ، شروع کردم به نماز خواندن ، قلب خود را از وسوسه های شیطانی خالی کردم ، ناگاه به خاطرم گذشت که مسجد کوفه مناره ندارد ، اگر کسی بخواهد مناره ای برای آن بسازد از کجا سنگ و گچ تهیه کند ، بالاخره به فکرم رسید که از فلان محل بهتر می شود تهیه کرد ، کم کم تعیین کردم که در چند روز این مناره تمام می شود و سر مناره را چگونه می سازند ، همین که دو رکعت نمازم تمام شد متوجه شدم من هم از ساخت مناره فازغ شده ام . فهمیدم به مسجد کوفه آمده ام برای ساختن مناره، نه برای دو رکعت نماز با حضور قلب.
«وجه تسمیه ی ابوعبدالله جوالیقی این بود که، روزی جوال خود را گم کرد و هر چه فکر کرد به یادش نیامد کجا گذاشته است یا به چه کسی داده است ، مدتی در اندیشه ی پیدا کردن آن برآمد ، ولی اثری نبخشید تا این که ناگاه در نماز متوجه شد که جوال را چه کرده است . پس از پایان نماز به منزل آمد و به پسر خود گفت : جوال را پیدا کردم . پرسید : چطور شد که به یادت آمد ؟ گفت : مشغول نماز خواندن بودم ، در آن حال به فکر فرو رفتم ، بالاخره یادم آمد چه کرده ام . پسرش پس از شنیدن جریان گفت : پس شما نماز نمی خواندی جوال پیدا می کردی. ابوعبدالله از این سخن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که به تحصیل و دانش و تزکیه ی نفس علاقه مند شد و به جایی رسید که تفسیری از خود به یادگار گذاشت ». **
راههای تحصیل حضور قلب در نماز :
1- به دست آوردن چنان معرفتی که دنیا را در نظر انسان کوچک وخدا را در نظر انسان بزرگ کند تا هیچ کار دنیوی نتواند به هنگام راز ونیاز با معبود ، نظر او را به خود جلب کند و او را از خدا منصرف سازد .
2- توجه به کارهای پراکنده و مختلف معمولا مانع تمرکز حواس است وهر قدر انسان توفیق پیدا کند که مشغله های مشوش و پراکنده را کم کند ، به حضور قلب در عبادات خود کمک کرده است .
3- انتخاب محل ومکان برای نماز و سایر عبادات نیز در این امر اثر دارد . به همین دلیل نماز خواندن در برابر اشیاء و چیز های که ذهن انسان را به خود مشغول می دارد ، مکروه است .
4- پرهیز ازگناه نیز عامل موثری است ، زیرا گنااه ، قلب را از خدا دور می سازد و از حصضور قلب می کاهد .***
* وسائل شیعه جلد 5 ص 329
** نماز ، معراج مومن ص154
*** سیری در آداب صلاة ص 49
شورای فرهنگی وزارت ارتباطات وفناوری اطلاعات